آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

ژاکت آبتین

اینم ژاکت و کلاهی که برای آبتین بافتم. نذاشت وقتی تنشه ازش عکس بگیرم منم اینطوری عکسشو گذاشتم. ...
24 آذر 1392

نمره بدید

به این نقاشی قشنگ چند می دید؟ من که میگم همه نمره های دنیا برای این نقاش کوچولو کمه. آفرین گل پسر که داری یاد میگیری نقاشی مفهومی بکشی.( البته دست مادر جون هم درد نکنه ) اما شرح نقاشی از سمت راست: یه گربه که اون پسره داره با چوب میزنه تو سرش ، یه خونه ، یه جوجه ، و یه پسر دیگه . اون بالا هم اعداد 1 تا 5 رو نوشته   ...
24 آذر 1392

شیرینی از نوع آبتین

چند روز پیش آبتین وقتی تو اتاقش داشت باز ی می کرد همزمان یه شعری رو هم زیر لب زمزمه می کزد. خوب که گوش دادم این بود: همه چی آرومه    من چقدر خوشبختم   یه روزم تو اشپزخونه داشت اینو زمزمه می کرد: مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن ( حالا اینو از کجا شنیده بود خدا داند... )   دیروز میگه :  رو نسیم آشیونه ساخته      بهش می گم بازم بگو چی گفتی؟  میگه آخه فقط یه ور شعرشو بلدم   چند شب پیشم یهو بلند می گه : تعظیم ، آبتین سلیمان وارد می شود . ( اینم از عوارض سریال حریم سلطان) رو تختش نشسته و اینجوری منو صدا می زنه : مامان نسیمم ، عسلم ، گلم ، نوشابه ام ، بلبلم ......
16 آذر 1392

تفریح جمعه

جمعه باباجون ما رو برد سفید کوه. خیلی خوش گذشت آبتین کلی بازی کرد و کلی هم بلوط جمع کرد و به قول خودش بلوط کباب کرد اینم مخفیگاه بلوط  سنجاب کوچولوی من ...
16 آذر 1392

پسر باسواد من

عشقم با کمک مادرجون یاد گرفته از 1 تا 4 رو بنویسه البته گاهی 4 رو برعکس می نویسه. مادرجون ممنون از این همه وقتی که برای آموزش و تربیت آبتین می ذاری. به آبتین می گم بیا مشقاتو بنویسیم میگه تو سوادت کمه نمی خوام ، سواد مادرجون بیشتره. اولین اعدادی که آبتین خودش نوشته.   ...
16 آذر 1392

گردش دونفره من و پسرم

پنجشنبه من و عشقم با هم رفتیم گردش اول رفتیم دریاچه کیو و بعدش هم رفتیم پارک شهر و کلی بازی کردیم این ژست ها رو خودش گرفته تا من ازش عکس بگیرم ...
12 آذر 1392
1